مقالات

نمایش تا از مورد
نتیجه جستجو برای :
  • چوخا | چوخا، بالاپوش مردانه، تا زیر زانو، جلوباز بدون دکمه، بدون آستین و یقه، بافت خانگی از نخ پشم یا نخ پنبه که مردان بر روی لباسهای دیگر خود می‌پوشیدند و هنوز هم در میان مردم برخی از سرزمینهای ایران پوشیده می‌شود.
  • چهار امام زاده | چَهارْاِمامْزاده، زیارتگاهی در روستای دستگرد، از توابع بخش کهک قم. زیارتگاه در محوطه‌ای نسبتاً وسیع، و محصور با دیوارهای ساخته‌شده از سنگ و گل، قرار دارد.
  • چهار | چَهار، از اعداد نمادین در باورهای مردم. نمونۀ بارز عدد 4، شکل چهارطاقی است که یکی از ساز‌ه‌های مهم در معماری ایرانی محسوب می‌گردد، و عبارت است از اتاقی مربع‌شکل، غالباً گنبددار، با 4 ورودی طاق‌دار.
  • چولی قزک |
  • چوقا |
  • چوب و فلک | چوب و فَلَک، از ابزارهای رایج و قدیمی برای تنبیه و تأدیب مجرمان، خاطیان، و شاگردان مکتب‌خانه‌ها در ایران.
  • چوپان | چوپان، نگاهبان گله‌های گوسفند و بز. چوپانی به‌عنوان یکی از پیشه‌های بسیار کهن، جایگاه ویژه‌ای در جوامع مبتنی بر اقتصاد شبانی دارد.
  • چوپی | چوپی، یا چووپی، نام رقص یا گونه‌ای از رقص کردی. برخی منابع مجموعه رقصهای کردی را چوپی می‌نامند که خود به شیوه‌های مختلف تقسیم می‌شود
  • چوبک |
  • چوب خط | چوبْ‌خَط، قطعه‌چوبی به طول 20 تا 30 سانتی‌متر و به شکل مکعب‌مستطیل یا استوانه، که در گذشته برای نگه‌داشتن حساب افرادی که نسیه خرید می‌کردند، استفاده می‌شد.
  • چوبک |
  • چنجه |
  • چنار |
  • چنته درویش |
  • چنار خون بار زرآباد | چِنارِ خونْ‌بارِ زَرْآباد، دو اصله چنار کهن مقدس واقع در صحن آستانۀ امامزاده علی‌اصغر که در قسمت جنوب‌ غربی روستای زرآباد، بخش رودبار الموت شرقی در استان قزوین قرار دارد
  • چمر | چَمَر، گونه‌ای مراسم آیینی در قلمرو اقوام لُر کوچک و بزرگ، ایلام و کردستان که در سوگِ درگذشتِ مردان بزرگ ایل و طایفه برگزار می‌شد و هنوز هم گهگاه، اینجا و آنجا برپا می‌شود.
  • چنار ابوالفضل |
  • چله نشینی | چِلّه‌نِشینی، در اصطلاح اهل طریقت، اعتکاف و خلوت‌گزینی برای تقرب به خدا. مدت زمان این خلوت در عرف برخی از صوفیان و عارفان، 40 روز کامل است و این مدت را به حدیثی از پیامبر اسلام (ص) نسبت می‌دهند
  • چمچه |
  • چله بری | چِلّه‌بُری، مراسمی که در مناطق مختلف ایران، به مناسبتهای گوناگون و با اَشکال متفاوت برگزار می‌شود و در پس‌زمینۀ معنایی آن نوعی طلسم‌شکنی و باطل‌السحری را می‌توان دید، که عموماً به مسائل زناشویی و بچه‌دار شدن مربوط است.
  • چله زری | چِلّه‌زَری، یکی از آیینهای نمایشی و بیشتر زنانه که اهالی برخی از روستاهای ملایر در شب سی‌ام آذرماه به نام چلۀ پاییز، یک شب پیش از شب چلۀ زمستان برگزار می‌کنند.
  • چلوکباب | چِلوکَباب، از غذاهای بسیار مشهور مردم ایران. چلوکباب عبارت است از چلو سفید و بی‌روغن به همراه انواع کباب.
  • چله |
  • چلو | چِلو، یا چُلو، از انواع بسیار رایج پخت برنج در ایران که بر خلاف پلو، بدون افزودن موادی دیگر پخته، و همراه با خورش و یا کباب خورده می‌شود.
  • چلنگری |
  • چلاب زنی | چِلابْ‌زَنی، نوعی سینه‌زنی در مراسم سوگواری محرم که مبنای آن چرخیدن دایره‌وار سینه‌زنان و سینه‌زدن آنها ست.
  • چلکوفسکی | چِلْکوفْسْکی، پیتر جان (ز 10 ژوئیۀ 1933 م / 20 خرداد 1312 ش)، شرق‌شناس، ایران‌شناس و تعزیه‌شناس برجستۀ آمریکایی.
  • چل قرآن | چِلْ‌قُرْآن، یا چهل‌قرآن، از نذرها و آیینهای مذهبی گروهی در برخی مناطق ایران که برای گرفتن حاجات و رفع گرفتاریها برپا می‌شود.
  • چل سرو | چِلْ‌سِرو، یا چهل‌سرود، گونه‌ای فال که از دیرباز در لرستان و برخی مناطق لرنشین خوزستان رواج داشته است.
  • چلچلا | چِلْچِلا، یکی از مراسم مذهبی ماه محرم در شهر مُجِن، از توابع بسطام شاهرود، که تمام آن مراسم بر بنیاد نور، و خطبه‌هایی از نوع دعا و نیایش برگزار می‌گردد.
  • چل توپ | چَلْ‌توپ، از بازیهای سنتی گروهی ابزارمحور در ایران.
  • چکه سما | چَکّه‌سِما، رقصی زنانه در منطقۀ مازندران. این رقص اصیل مازندرانی، با اجرای همگون و حرکات و حالاتی یکسان اجرا می‌شود که گاهی نیز رقصنده‌ها دست به ابداعاتی در آن می‌زنند.
  • چل بیتو، فال |
  • چکردمه |
  • چفیه | چَفْیه، دستمال چهارگوشه‌ای برای پوشش سر، در ابعاد و طرحهای مختلف که بیشتر در نواحی بیابانی و گرم کاربرد دارد.
  • چک چک، زیارتگاه |
  • چغندر |
  • چشم پزشکی | چَشْمْ‌پِزِشْکی، یکی از انواع کهن علوم پزشکی که در آن از ساختمان و تشریح، کارکرد اجزاء، بهداشت، اسباب و علل بروز بیماریها، اوصاف و نشانه‌شناسی بیماریها، انواع معالجات، و داروهای چشم بحث می‌شده است
  • چشمه | چِشْمه، محل جوشیدن و روان‌شدن طبیعی آب از زمین. در ایران، آب به سبب کمبود و نیز قداستش در اسلام و ادیان پیش از آن، نقش مهمی در زندگی مادی و معنوی مردم داشته
  • چشمه علی | چِشْمه‌عَلی، چشمه‌هایی که در فرهنگ مردم ایران به امام علی (ع) منسوب‌اند.
  • چشم زخم | چَشْمْ‌زَخْم، گزند و زیانی که به باور مردم در اثر نگاه ستایشگر یا حسدآلود، یا زبان تمجید‌آمیز دوستان و آشنایان شورچشم، و یا دشمنان و بدخواهان نظر‌تنگِ حسود به انسان، حیوان، نبات و شیء می‌رسد و به اصطلاح چشم یا نظر می‌خورند
  • چشمه سلیمانیه | چِشْمۀ سُلِیْمانیّه، یا چشمۀ فین، مشهورترین چشمۀ کاشان که از دیرباز، باورهای مردمی خاصی دربارۀ آن وجود داشته‌است.
  • چشم نظر |
  • چرندپرند | چَرَنْدْپَرَنْد، اثری خلاقانه از علی‌اکبر دهخدا (1258- 1334 ش / 1880-1956 م)، که از حیث ساختار، محتوا، زبان و بیان از فرهنگ عامه الهام یافته، و بسیاری از عناصر آن
  • چشم آویز |
  • چرخ | چَرْخ، واژه‌ای برگرفته از صورت پهلوی «چَخرَگ» و اوستایی «axra-č»، استوانه‌ای که ارتفاع آن نسبت به سطح قاعده بسیار اندک، و کلاً به شکل سطح مستدیری است
  • چرم و چرم سازی |
  • چرمه بهار |
  • چرس |
  • چرتکه | چُرْتْکه، ابزاری برای حساب‌کردن که بیشتر در جمع‌وتفریق اعداد به کار می‌رفته است.

ورود به سایت

مرا به خاطر بسپار.

کاربر جدید هستید؟ ثبت نام در تارنما

کلمه عبور خود را فراموش کرده اید؟ بازیابی رمز عبور

کد تایید به شماره همراه شما ارسال گردید

ارسال مجدد کد

زمان با قیمانده تا فعال شدن ارسال مجدد کد.:

ثبت نام

عضویت در خبرنامه.

قبلا در تارنما ثبت نام کرده اید؟ وارد شوید

کد تایید را وارد نمایید

ارسال مجدد کد

زمان با قیمانده تا فعال شدن ارسال مجدد کد.: